اين خانه آدم دارد

آسانسور و لبخند



نویسنده : خیام ظهیری چرودی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٥

نگاهی به مجموعه شعر(( ما نبودیم)) ـ سروده مسعود جوزی

مثل بهار

چیزی که در نگاه اول به مجموعه ((مانبودیم)) به چشم می اید این است که شعر های این مجموعه زیاد شهری نشده اند و شاعر در تصویر هایی که برای طرح دقایق شعری می افریند یا دست به دامان طبیعت و عناصر ان می شود یا از پدیده ها و عناصری استفاده می کند که جلوه ای شهری شده ندارند و سادگی و معصومیت شان را به شعر می بخشند : ((شب همه در خوابند / من بیدارم و / ماه / محبوبه ی شب / جیرجیرک اواز خوان )) _ ( شب/صفحه47 )
شاعر در این شعر ها به دنبال روایتی ساده از پدیده ها یا در روایتی از پدیده های ساده است تا چیزی که در ان هاست و سئوال برانگیز است کشف کند . و یا شاید از هر چیز ساده معمایی می افریند که نشان دهد هر چیزی در زندگی جلوه ای دارد که باید به ان نگریست و تامل کرد . که باید به خود برگشت و اندیشید : ((همیشه باران با همین قطره ها اغاز می شود / با همین اولین قطره ها / که بر بام می خورد و / می فهمی چیزی نو / چیزی یکسره متفاوت با تمام تجربه های زمین / در حرکت است . )) _ (باز باران/صفحه86 )
شاعر با ارامشی که در خود می بیند به پیش می رود و با سکوتی که به همراه دارد راوی نگاه های پنهان زندگی می شود . او راوی روایت هایی ست که یا خاطره ای را زنده می کنند یا با تصویر سازی های قدرتمند به پیدایش خاطره های مجازی و موازی در ( و  با ) ذهن مخاطب منجر می شوند .
شاعر در این مجموعه تلاش می کند ما را به این مسئله توجه دهد که چگونه اسیر حرکت تکرار و روزمرگی شده و از توجه و اندیشیدن به پیرامونمان غافل مانده ایم : (( مگر این خانه در خیابان گم شده است / که تو پیدایت نمی شود / مثل بهار؟ ))
_ (نکند نمی ایی؟/صفحه115 )
حضور پر رنگ زندگی در سراسر کتاب نشان از جهان بینی قوی یی ست که بستر شعر ها می شود و نگاهی عاشقانه و پرسشگر را در تمام شعر ها به اشتراک می گذارد . با خواندن این شعر ها به نظر می رسد یک راوی ست که همه شعرها را روایت می کند . راوی یی که از شعری بیرون می اید و وارد شعری دیگر می شود و در این امدن و رفتن ارامشی را به مخاطب منتقل می کند که حتا در شعر_خاطره های تلخ نیز مخاطب با فضاهای تیره مواجه نمی شود . اما احساس می کند با راوی یی رو به رو ست که به شدت دچار تنهایی ست . تنهایی خود خواسته نخواسته ای که به جریان اندیشه در شعر های مجموعه و عمیق شدن مخاطب می انجامد .
انتخاب بیان و زبان ساده از خصوصیات دیگر این مجموعه است که با حرکتی ظریف و ارام گویی ارامش یک زندگی ساده را تداعی می کند . در این شعر ها روابط نامرئی محیطی ست که بر وجود شاعر تاثیر گذاشته و ارزش شعر می شود و زبان متناسب با ان و جزئی از ان در جریان شعر انعطاف می گیرد و به شعر جان می دهد : (( سیبی بر اب رفت / و دستانم /
_((برگرد!)) / با دستانی نه سیب / که اب / شاید همین که اب )) _ (و سیب .../صفحه103 )
(( نکند با بهار می ایی ؟ / نکند با بهار / رفته ای و نمی ایی ؟ ))_(نکند نمی ایی؟/صفحه115 )
در این نمونه ها و نمونه های دیگر مشخص است که شاعر با تکیه بر عنصر زبان و توجه به موسیقی بیرونی و درونی شعر _ هر دو _ موفق به خلق شعر های درخشانی شده است : (( حرف ها در گلویم خاک می خورند / گوشه ای بنشینم و / چیزی بنویسم :/ این همه برگ / این همه خاکستر ))_(شعر2/صفحه18 )
(( زنگ ساعت / اونگ لحظه هایمان کرده است / دیر شد / دروغ نیست / سردی شبانه گذشت / صبح شد / بهانه گذشت ))
_(صبح گاه/صفحه19 )
شاعر در شعر اول گذر عمر و بی خبری ما را به تصویر می کشد و در شعر دوم بعد از سطر (( اونگ لحظه ها )) به بهترین شکل توانسته در سطرهای بعدی با استفاده از ظرفیت زبان صدای اونگ را به طنین در اورد . ( دیر شد _ دینگ / دروغ نیست _ دانگ / صبح شد _ دینگ / بهانه گذشت _ دانگ )
همانطور که می بینید شاعر توانسته موسیقی اطرافش را در شعرش جاری کند که این مقدور نیست مگر با در هم تنیده شدن موسیقی و تصویر در زبان به وسیله خیال شاعرانه .
به طور کلی می توان گفت شاعر این مجموعه یا با دقت بر حالات خاص شاعرانه اش یا به کمک تمرکز بر خاطراتش و یا با پی ریزی داستانی در ذهن سعی در خلق شعر دارد که معمولا در شعر های از نوع سوم مثل (( دیدار جن ))_(صفحه73 ) یا چندان موفق نیست یا اصلا به شعر نمی رسد مثل (( میهمانی ایرانی ))_(صفحه111 ) یا مثل (( ارمان زدایی ))
_(صفحه71 ) که به سخره گرفتن کج فهمی های پسامدرنی ست و یا مثلا مثل (( چهارشنبه سوری ))_(صفحه28 ) که توصیف صرف مراسم چهارشنبه سوری ست و نه چیز دیگر .
از این ضعف ها می توان مثال های دیگری اورد و ایرادهایی بر(( ما نبودیم )) گرفت اما نمی توان به راحتی از کنار حس زیبایی شناسی یی که به مخاطب منتقل می کند گذشت و دنیای لطیفش را مثل بهار! نادیده گرفت .