اين خانه آدم دارد

آسانسور و لبخند



نویسنده : خیام ظهیری چرودی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٠

توضیح لازم : صندوق پستی 1149_43841 بسته شد .

به دلایلی عطایش را به لقایش بخشیدم . از همه ی شما دوستان گرامی که در مدت این شش سال با کتاب‌ها ، مجله‌ها ، نامه‌ها ، کارت‌پستال‌ها ... و محبت‌هایتان صندوقم را پر می‌کر‌دید تشکر کرده و تقاضا می‌کنم دیگر به این نشانی چیزی نفرستید این نشانی دیگر به نام من نیست و به دستم نخواهد رسید.

 

 

دل نامه نه شعر است نه داستان شاید مشقی باشد برای نوشتن یا انشایی است ساده شاید هم فقط یک نامه است که میخواهد دل‌نامه باشد

دل نامه

 

آدم گاهی راهی پیدا می‌کند برای رسیدن به جایی به کسی .

 در نبودن چیزی هست که رفتن را می‌سازد. رفتن در من عبور است , عبور از منֻ‌من به تو ,تویی که  اینجایی پشت این دیوار, همین جا بمان. من روزی می‌ایم و دیوار را بر می‌دارم  دستانت را که  گرم است می‌گیرم و نگاهت را که انگبین است می‌نوشم.

تو به طلوع صبح می‌مانی که آغاز زندگی‌ست  و من اشیانه‌ای می‌خواهم بر درختی پر برگ و

باران. با ابر وآفتاب و نسیم. با آب و خاک و آسمان .

 و با تو که خودِ بودنی . آمدنم را شماره کن

من

روزی

می‌ایم.   




کلمات کلیدی :دل نوشت و کلمات کلیدی :نثر ادبی و کلمات کلیدی :نامه عاشقانه