ای عشق بر شاخه نشسته
در آغوشت می گیرم
و تو را چون حجمی از نور،
می نوشم .
تو در من می درخشی
ومن
ابدی می شوم.
بعد از دو سال باز هم به روز کردم این بار بسفارش دوستانی که عزیزند و قدیم .
شعر زیر اخیرترین است .
پرنده ی من
پرنده ی من خواند و
سیبهای سرخ ,سرخ ِ سرخ
لبهای تو بودند
که می چیدم.
پرنده ی من خواند و
ستاره های اسمان
چشمان تو بودند
که می دیدم.
پرنده ی من خواند و
راه اب باز شد
ماهی کوچکی امد
خندید و رفت.
باد امد برگها ریخت
پرنده ی من خواند و باران گرفت
پرنده ی من خواند و...
پرنده ی من رفت.
منظومه ی شمسی
فرض ما این است
که از منظومه ی شمسی خارج نشویم
و تو این سر طناب را می گیری
هر وقت علامت دادم
بچه ها را بزرگ می کنیم
و به قدر هر یک پیر می شویم.
بعد در یک فرصت مناسب
خوب که به هم نگاه کردیم
طناب را به بچه ها می دهیم.