نگاهی به مجموعه شعر ((این خانه آدم دارد))سروده خیام ظهیری

دو تا بستنی قیفی لطفن

اکبر اکسیر

 

خاطرات کودکی˛ یاد ایام بر باد رفته˛ خانه ای که به دنیا آمده ایم˛ دوستان دیروز˛ کوچه˛ درخت ˛حوض˛ بازی های محلی˛ پدر بزرگ ها˛ مادر بزرگ ها˛ شهری که در آن قد کشیده ایم و ... هر کدام تابلویی از روزگار سپری شده ماست که که رویاهای ما را شکل می دهند و همواره رو به روی چشم ما گسترده شده اند . فضایی معلق در خواب و بیداری که یاد آوری اش همواره خوشایند است . شاعران جوان ما با اینکه اغلب سه دهه را پشت سر گذاشته اند غرق افسون این نوستالژی اند و شعرشان آلبومی از عکس های قدیمی است .

دفتر شعر جوان ها را که ورق میزنی خاطرات مشترک جان می گیرند و از سر و کول احساس بالا می روند می رسند به کودکی به دنیای پاکی˛ اندوه و چقدر دل نشین است رفتار کلمات در شعرهای ظهیری

عروسکی که دستم را گرفت

و به بازی برد

مال من نیست

هم سن سال های دور من است

وقتی که از بلوک خیس همسایه

برای خاله بازی دختران دور

خانه می ساختم

و همه با هم کنار هم

زیر بارش باران

زیر گونی کهنه سوراخ

بزرگ می شدیم

کنار عروسکی که

مال من نیست

خیام ظهیری در مجموعه شعر این خانه آدم دارد لحظات دل انگیز نوستالژیک را برای ما فراهم آورده است که خود را از حصار آهن و فولاد به وسعت زیبایی ها بکشانیم و نفسی تازه گردانیم

بچه که بودم

آخر کوچه می رسید به

باغ

انار

پدر

سارا

و من دلم سیب می خواست

بابا به من نان می داد

و من می نوشتم

و من دلم سیب می خواست

خیام ظهیری این مجموعه را در سه دفبر تدوین کرده است . زبان ساده و بیان صمیمی˛ معصومیت خاطرات را دو چندان کرده است . خیام دنیایی از رنگ و زیبایی برای ما به تصویر کشیده است . دنیایی از درخت و پرنده و گل و سنگ که توانسته اند جغرافیای شاعر سرزمین تالشان را به خوبی منعکس نمایند و ما را به عمق زیبایی و شعر درگیر کند . ظهیری در حال حاضر از نعمت بینایی محروم مانده است او با این حال رودکی دوم منطقه ماست نقاش چیره دستی که می تواند مجموعه های دل پذیری از طبیعت بکر تالش را تدارک ببیند و چشم دل مان را روشن گرداند . دعا کنیم خیام عزیز بینایی از دست رفته خود را دوباره به دست آورد و بوی جوی شعرش سراسر ایران را فرا گیرد.

نی ام را بر می دارم

و یک بند می دمم

هر دم از میان انگشتانم

بلبلی می پرد

نگاه شاعر به محیط نگاهی از سر آگاهی است . او طبیعت زیبای خود را با تمام زیبایی ها لمس کرده است اما فرق دهقان و مترسک را می داند . به شعر کوتاه مترسک از خیام ظهیری توجه فرمایید :

مزه دارد

خوردن غذا

سر جالیز

اما

با شکمی که پر از کاه

نباشد

خیام در شعرک و طرح مهارت دارد . به اقتصاد کلمه و ایجاز بها می دهد و با چند کلمه کج و کوله یک طرح دل پذیر می سازد :

هانس کریستین اندرسن

به جوجه اردک

سنگ می زنند

بچه های زشت.

شیرین

بیل و کلنگ

ابزار من است

وقتی به تو فکر می کنم

و به این راه

که از دل این کوه

می گذرد.

آدم برفی

یکی من

یکی آدم برفی

دو تا بستنی قیفی لطفن

خیام ظهیری در مجموعه حاضر راه های نرفته را تجربه کرده است . او در کتاب دوم راه خود را پیدا خواهد کرد و یکی از شاعران ماندگار خطه سرسبز تالش می شود . شور و شوقی که در شعرهای خیام موج می زند او را سرشار از انرژی به سوی آینده ای روشن در شعر ما خواهد برد . او از این مرحله سخت خواهد گذشت مثل همیشه از طبیعت زیبای خود خواهد نوشت و از انسان امروز  امروز با واژه هایی از جنس آفتاب و رود و دریا و درخت . من حتم دارم چشمان مهربان خیام دوباره با او آشتی خواهند کرد روزی که به آسمان چشم می دوزد و دست هایش پر از باران می شود.

/ 1 نظر / 51 بازدید
ارسال ايميل تبليغاتي

ارسال ايميل تبليغاتي شما به 155000عضو گروه ياهو فقط 35000 تومان امکان ارسال به تعداد کمتر هم وجود داره. http://forum.shopkeeper.ir/showthread.php?t=45137 ايميل AlphaGroup20@yahoo.com